خرید بک لینک
ميدوني صبحا که بيدار ميشم حالم خرابه از همه چيز متنفرم و ابدا حوصله شروع کردن يه روز جديد رو ندارم ولي به خودم ميگم بذار زندگي از روت رد شه بذار روز شروع بشه و حوادث به سمتت بيان و از روت، از وسطت ، از توت رد شن. بعد خودمو بي حس ميکنم و از جام بلند ميشم مغزمو خاموش ميکنم و مثه يه ربات لباس ميپوشم آرايش ميکنم منتظر م

برچسب: نویسنده: کیارش رضاپور تاريخ: يکشنبه 27 آبان 1397 ساعت: 3:14

شبیه اینایی که بعد جق پورناشونو پاک میکنن هربار که چند روز پشت هم فقط آهنگ گوش میدم میزنم همشو پاک میکنم به ساعت نکشیده به غلط کردن میفتم و بعد یکی دو روز دوباره رم گوشیم پره و بغض تو گلومه واسه اون نتی که خرج دانلود دوباره آهنگا کردم :(

* تیتر تزئینیست :)

برچسب: نویسنده: کیارش رضاپور تاريخ: يکشنبه 27 آبان 1397 ساعت: 3:14

یه معلمم داشتیم یه بار بش گفتیم نظرتو راجع به تک تک بچه ها بگو به من که رسید گفت فکر میکنم تو خیلی حساسی. اون زمان بم برخورد و حتی بعد کلاس بهش گفتم نه فقط اینجوری به نظر میاد و این صوبتا. امااا این روزا که بگایی های حاصل از حساسیت بیش از حدمو میبینم میگم درود به شرفش که اینقدر خوب منو شناخته بود.

پ.ن: اونموقع بم برخورد چون حساس بودن رو با ضعیف بودن یکی میدونستم ولی خیلی وقته فهمیدم چقدر فرق دارن این دو تا کلمه با هم.

برچسب: نویسنده: کیارش رضاپور تاريخ: يکشنبه 27 آبان 1397 ساعت: 3:14

میشناسیشون رفیق؟ حفرهها رو میگم. اون نقطههای تاریک توی ذهن. توی روح. همونا که وقتی اوضاع ناجور میشه میریم توش پناه میگیریم. اولاش باحاله. نمیگم گرم و امنه ولی آشناس. انگار میشناسدمون. میپذیردمون بدون نقاب همینجور گه گرفته. اولاش میری اونجا قایم میشی از چش دنیا پوزخند میزنی و میگی پسر کی به اونا احتیاج داره همینجا

برچسب: نویسنده: کیارش رضاپور تاريخ: يکشنبه 27 آبان 1397 ساعت: 3:14

گاهی نیاز دارم یکی بیاد بهم بگه: نه باور کن آدمایی که میشناسنت در اعماق وجودشون حالشون ازت بهم نمیخوره.

برچسب: نویسنده: کیارش رضاپور تاريخ: يکشنبه 27 آبان 1397 ساعت: 3:14

شبیه غریبه اونور خیابون بودی. نهایت ارتباطم با تو لبخندهای گاه و بیگاه بود و حس حضور غریبهای که میشناسمش. اما برای منی که مدت هاست ته سیاهچاله انزوا دست و پا... نه.. دیگه دست و پا نمیزنم. برای منی که ته سیاهچاله انزوا تسلیم و بیحرکت منتظر انتهام، همون حس کم آشنایی همه چیز بود. حالا دیگه انور خیابون نیستی و وقتی

برچسب: نویسنده: کیارش رضاپور تاريخ: يکشنبه 27 آبان 1397 ساعت: 3:14

صفحه بندی